حرف ها دارم در دل
دست بردار که گر خاموشم
با لبم هر نفسی فریاد است...
ابی کلانتر
|
حرف ها دارم در دل دست بردار که گر خاموشم با لبم هر نفسی فریاد است... ابی کلانتر +نویسندگان عمو مرتضی ، ابی کلانتر و ممد متال در یکشنبه 26 اسفند1386
13:23 |
Fade To Black نام آهنگ چهارم از آلبوم" بر آذرخش بران" متالیکا الهام گرفته از سرقت وسایل گروه در سال ۱۹۸۴ در بستون است که بیشتر به ناکامیهای زندگی میپردازد :زندگی هر روز کمرنگ و کمرنگتر میشود Life it seems, will fade awayهر روز بیشتر دستخوش یامد میشود Drifting further every day از درون گم گشته ام و سرگردان Getting lost within myself دیگر هیچ چیز و هیچ کس اهمیتی ندارد Nothing matters no one else من اراده زیستن را گم کرده ام I have lost the will to liveحقیقتا چیزی برای بخشیدن ندارم Simply nothing more to give چیز دیگری برایم باقی نمانده There is nothing more for me نیاز به مرگ دارم تا مرا رها سازد Need the end to set me free دیگر مانند گذشته نیستند Things are not what they used to be در درونم احساس کمبود کسی را میکنم Missing one inside of me گمگشتی مرگبار...این نمیتواند واقعی باشد Deathly lost, this can’t be real انگار توان درک این جهنم را ندارم Cannot stand this hell I feel رسیده ام تا Emptiness is filling me سر حد درد و رنجی بی پایان To the point of agony تاریکی نیازمند یروزی بر روشنایی است Growing darkness taking dawn روزگاری خودم بودم..اما اکنون او رفته است...I was me, but now he’s gone ممد متال +نویسندگان عمو مرتضی ، ابی کلانتر و ممد متال در شنبه 18 اسفند1386
0:23 |
سلام.متن اهنگ مرد پست(low man)متالیکاست. My eyes seek reality چشمانم در جستجوی حقیقت اند My fingers seek my veins انگشتان ام رگ هایم را می جویند There's a dog at your back step اینجا سگی است که در پی ردپایت آمده است He must come in from the rain باید از باران به درون آید I fall 'cause I let go فرو می افتم، چون رها می کنم The net below has right away ولی، توری که در پایین بود از هم گسسته است So my eyes seek reality پس چشمان ام در جستجوی حقیقت اند And my fingers seek my veins و انگشتان ام رگ هایم را می جویند The trash fire is warm آتش زباله گرم است But nowhere safe from the storm ولی هیچ جایی از طوفان در امان نمی ماند And I can't bare to see مرا تحمل دیدن آنچه می گذرد نیست What I've let me be چگونه اجازه دادم اینگونه شوم So wicked and worn چنین پلید و ناتوان So as I write to you آنگاه که برایت بنویسم Of what is done and to do از آنچه واقع شده و آنچه رخ خواهد داد Maybe you'll understand شاید بفهمی And won't cry for this man و برای این مرد گریه نکنی 'cause low man is due چون مرد پست سزاوار بخشش است Please forgive me لطفا مرا ببخش My eyes seek reality چشمانم در جستجوی حقیقت اند My fingers seek my veins انگشتان ام رگ هایم را می جویند Touch clean with a dirty hand پاکی را با دستان آلوده ام لمس کردم I touched the clean to the waste آه، به هر پاکی دست می نهم، آلوده می شود The trash fire is warm آتش زباله گرم است But nowhere safe from the storm ولی هیچ جایی از طوفان در امان نمی ماند And I can't bare to see مرا تحمل دیدن آنچه می گذرد نیست What I've let me be چگونه اجازه دادم اینگونه شوم So wicked and worn چنین پلید و ناتوان So as I write to you آنگاه که برایت بنویسم Of what is done and to do از آنچه واقع شده و آنچه رخ خواهد داد Maybe you'll understand شاید بفهمی And won't cry for this man و برای این مرد گریه نکنی 'cause low man is due چون مرد پست سزاوار بخشش است Please forgive me لطفا مرا ببخش Please forgive me لطفا مرا ببخش Please forgive me لطفا مرا ببخش So low the sky is all I see آسمان در دیده گان ام بسیار پست می آید All I want from you is forgive me همه ی چیزی که از تو می خواهم این است که مرا ببخشی So you bring this poor dog in from the rain پس این سگ بیچاره را از زیر باران به داخل بیاور Though he just wants right back out again هر چند که بی درنگ بخواهد دیگر بار به زیر باران باز گردد So I cry to the alley way و من در گذر از کوچه می گریم Confess all to the rain من، نزد باران به همه چیز اعتراف می کنم But I lie, lie straight to the mirror ولی باز هم دروغ می گویم مستقیما به آینه دروغ می گویم One I've broken to match my face همان آینه ای كه شكستمش تا با چهره ام هماهنگ شود My eyes seek reality چشمانم در جستجوی حقیقت اند My fingers seek my veins انگشتان ام رگ هایم را می جویند ممد متال +نویسندگان عمو مرتضی ، ابی کلانتر و ممد متال در پنجشنبه 16 اسفند1386
0:6 |
Mama Said زیبا ترین آهنگ از آلبوم "Load" متالیکا:مادرم به خوبی به من آموخت Mama she has taught me wellآن هنگام که جوانی بیش نبودم به من گفت:Told me when I was young پسرم زندگی مانند یک کتاب گشوده استSon your life's an open book نا تمام رهایش نکنDon't close it fore its done آتش تند، زودتر خاکستر می شود و فروکش می کندThe brightest flame burns quickest این است آنچه از او شنیده امIs what I head her say قلب یک پسر همیشه پیش مادر استA son's heart sewed to mother ولی من باید راهم را بیابمBut I must find my way قلبم را رها کن بگذار Let my heart goپسرت بزرگ شودLet your son grow مادر قلبم را رها کنMama, let my heart go یا بگذار این قلب ساکت شود و آرام باقی بماندOr let this heart be still یاغی نام خانوادگی تازه ی من است Rebel my new last nameخون وحشی در رگهایمWild blood in my veins و ریسمانی به دور گردنم استApron strings around my neck نشانی که هنوز باقی مانده The mark that still remains این است که خانه را در سن کم ترک کردمLeft home at an early age از آنچه به اشتباه شنیدم Of what I heard was wrong هرگز طلب بخشایش نکرده امI never ask forgiveness ولی هرچه گفته شد را انجام دادمBut what is said is done هرگز چیزی از تو نخواستم Never I ask of youاما هیچ وقت هم چیزی ندادمBut never I gave اما تو پوچی خود را به من بخشیدیBut you gave me your emptiness و اینک من آنرا با خود به گور می برمI now take to my grave هرگز چیزی از تو نخواستمNever I ask of you اما هیچ وقت هم چیزی ندادمBut never I gave ام تو پوچی خود را به من بخشیدیBut you gave me your emptiness و اینک من آنرا با خود ره گور می برمI now take to my grave پس بگذار این قلب آرام بماندSo let this heart be still مادر، اکنون به خانه می آیم Mama, now I'm coming homeولی من آن کسی نیستم که برای او آرزو ها داشتیI'm not all you wished of me عشق یک مادر به پسرشA mother's love for her son گویاست پس کمک کن که باشمSpoken, help me be آری عشق و هرچه به من گفتی Well, I took your love for granted را بدیهی می دانستمAnd all the things you said to me به آغوشت برای خوش آمد گیی نیازمندمI need your arms to welcome me ولی سنگی سرد، تنها چیزی است که می بینم ...But, a cold stone's all I see +نویسندگان عمو مرتضی ، ابی کلانتر و ممد متال در سه شنبه 14 اسفند1386
12:12 |
Names for the Devil(نام های شیطان ملعون)
+نویسندگان عمو مرتضی ، ابی کلانتر و ممد متال در چهارشنبه 8 اسفند1386
12:54 |
سلام
ممد متال +نویسندگان عمو مرتضی ، ابی کلانتر و ممد متال در شنبه 4 اسفند1386
17:8 |
|
|